X
تبلیغات
رایتل
 

هم اکنون نیازمند یاری سبز و ذهن روشنتون هستم

نظرات (11)

کمک کمک کمک  

 

یه مسئله ازم پرسیدن کمکم کنید  نمیتونم جوابشو بدم لطفا با نظرتون جواب بهم بدید  

۱) یه روز پادشاه میگه: دخترمو به لایق ترین پسر کشورم میدم و پسر میتونه  دوماد من بشه  .هر کسی هر کاری میکنه نمیتونه نظر شاه رو برای ازدواج با دخترش جلب کنه .تا اینکه سه تا پسر میگن: به هر قیمتی شده باید با دختر شاه ازدواج کنیم (هر کدوم واسه خودشون میگن )  پس راه افتادن برن دور دنیا رو بزنن شاید یه چیزی واسه متقاعد کردن شاه پیدا کنن. یکی شون به جمعی میرسه که دور یه پهلون جمع شدن .پسر میگه قضیه چیه ؟ میگن بهش:این پهلون یه قالیچه داره که میتونی سوارش بشی و هر جا که  می خوای برتت ولی باید با خودش مسابقه بدی اگه شکستش بدی !!!قالیچه رو بهت میده . پسر میره جلو(حالا قالیچه چه ربطی به متقاعد کردن شاه داره الله اعلم )خلاصه پهلون رو می بره و قالیچه رو برمیداره.دومی به یه کوهی میرسه که رو اون کوه میگن یه درخت سیب که فقط یه سیب داره اونم هر دردی رو شفا میده !!!! ولی هر کسی از کوه رفته بالا که  بیارتش افتاد پایین و مرده(فاتحه) . این پسر خیلی به فکر .... بده (حالا یا به فکر ازدواج بوده یا به فکر اون همه ثروت بوده  نمیدونم ؟) پسر جو گیر میشه و میره سیب رو میاره پایین.سومی داشته با نا اومیدی راه میرفته که میبینه یه دزد وقتی در حال فرار بوده مرده (گویا مامورین با هوش وبا ایمان و سریع و تیز و  ماهرو.......... نیروی انتظامی وقت دزدی بهش شلیک کرده بودن و اقا دزد مثل یه گرگ زخمی که از دست چوپان فرار می کنه از محل جرم گرخیده بود ولی از شدت خونریزی مرده بود ) پسر می بینه تو کیسه ی دزد یه گوی که همه جا و همه چیز نشون میده(احتمالا مال زن بابای سفید برفی بوده(وای یادتون چه فیلم قشنگی بود یاد اون روزا بخیر ) خب سرتونو درد نیارم ... هرچند این پسر سومی مفت به گوی رسید. پسر گوی بر میداره و میره . یه جا سه تاشون بهم میرسن (اون ور دنیا) .پسر که گوی رو داره تو گویش میبینه دختر شاه مریضه و داره میمیره!!!! سه تا پسر سوار قالیچه میشن و میرن سمت قصر شاه . اون پسرم که سیب رو داره سیبشو به دختر شاه میده و دختر خوب میشه . حالا شاه نمیدونه دخترشو به کدومشون بده ؟؟؟؟ چون پسرا هر کدومشون عروسی با دختر شاه رو حق خودشون میدونن (اگه بگیم اونی که اول از رو گویش فهمید که دختر شاه مریضه  خب اونی که  قالیچه رو داشته چی  چون اونا اون ور دنیا بودن می خواسته چطور برسه به قصر شاه  برسه اونی که سیب رو داشته چی یا اونی که قالیچه رو داشته چی ؟؟ حالا واسه اونام همین طور (متاسفانه وقت توصیف دعوا و بیانیه های پسرارو ندارم چون این مسئول سایت خوابگاه هی میگه :آقا وقتت تمومه واما جواب من به این پسره ی پررو:باشه بابا یه ربع دیونمون کردی آخرش دیگه الان میرم .راستش تو دلم گفتم : کار خدارو میبینی !!! این شده مسئول و به من دستور میده خدا جون خیلی عزیزی ) میرن پیش قاضی تا جواب بگیرن . حالا شما بشین قاضی و تا یه خونی به پا نشده بین این بد بختا قضاوت کنین . لطف کنید جوابتون با دلیل منطقی بنویسد  

ممنون

Dream Theme - Translated By Theme Studio - Powered By BlogSky